کودکی یعنی بیا آبم بده

کودکی یعنی تب تابم بده

کودکی یعنی پرستو باز گرد

کودکی یعنی شقایق ناز کرد

کودکی یعنی پر پروانه ام

کودکی یعنی خروس خانه ام

کودکی یعنی صمیمی تر شوید

آب برگیرید ، آبی تر شوید

کودکی یعنی دلم گل می گرفت

یک دهن آواز بلبل می گرفت


کودکی یعنی بیا آبم بده

کودکی یعنی تب تابم بده

کودکی یعنی پرستو باز گرد

کودکی یعنی شقایق ناز کرد

کودکی یعنی پر پروانه ام

کودکی یعنی خروس خانه ام

کودکی یعنی صمیمی تر شوید

آب برگیرید ، آبی تر شوید

کودکی یعنی دلم گل می گرفت

یک دهن آواز بلبل می گرفت

کودکی یعنی دلم خورشید بود

نیمه شبها خانه ام ناهید بود

کودکی یعنی نگاهم تازه است

کودکی یک خواب پر آوازه است

کودکی یعنی گل ارزان گشته است

آدمی با دلق یکسان گشته است

کودکی یعنی بیا پرواز گیر

در دل تکرارها خانه مگیر

کودکی یعنی اناری حبه کن

خویشتن را بر پلیدی چیره کن

کودکی یعنی روانت رودباد

دستهایت کاسه انگور باد

کودکی یعنی صراحت مثل اشک

بی ریایی،بی دورویی شکل اشک

حیف دست کودکی برباد رفت

همنشینی با سحر از یاد رفت

دیگر عصر کودکی نابود شد

کوچه های قلبمان پر دود شد

آی مردم ،کودکی رسمی خوش است

هیچ می دانید انسان ناخوش است

ناخوشی آدمی بی کودکی است

کودکی در مان هر درد وغمی است

کاش یک ثانیه کودک می شدیم

از همه آیینه ها سر می شدیم 

قلبمان آیینه ها را می گشود 

سینه هامان راز غمها می ربود .

 

سید ابراهیم روحانی