نظم اولین قانون جهان است

 

بطور کلی جهان هستی و تمامی کرات و سیارات بر اساس نظم و هارمونی بنا شده است و انسان که عضوی از این جهان هستی وطبیعت است تمامی اعضاء و جوارح آن بر اساس نظم آفریده شده است. به همین خاطر انسان علاقمند به نظم و انظباط است و بی نظمی روح او را آشفته میکند ودر خود احساس تنش و استرس میکند.

هر فرد سازمان یا نهادی میتواند فکر کند که  من در رفع این مشکل و بی نظمی چه میتوانم بکنم. مثلا من که معلم هستم و کودکی را در خیابان میبینم که سرپرستی ندارد و الان باید در مدرسه باشد و نیست من باید به اندازه خودم فکر کنم که برای این بچه چه میتونم بکنم. اگر همه انسانها و سازمانها مشکلات و بی نظمی های موجود در جامعه را مشکلات خود تلقی نمایند و هر کسی فکر کند که برای رفع این مشکل اولا چه مسئولیتی دارد و چه مقدار میتواند برای رفع این مشکل کوشش و خدمت کند. اینجاست که مشارکت اجتماعی تحقق یافته و یک اشتراک جمعی برای حل مشکلات جامعه پیش می آید .باید تلاش نمائیم بوسیله مطبوعات و رسانه های جمعی حساسیت مردم را نسبت به زشتی ها ونا موزونی ها افزایش دهیم. این که اروپایی ها می گویند ) sence of form( این یک تربیت و آموزش میخواهد که انسان نسبت به فرم و شکل حساس باشد.

روحهای زیبا شکل و صورت زیبا را درک میکنند و از خود بی خود میشوند و شکل و صورت موزون بر روی آنان مؤثر است چرا که ) «sence of form» ( به قول اروپایی ها ) « sence of god» است چون حساسیت به فرم وشکل صورت وترکیب در واقع حساسیت نسبت به «خدا» است چون هر فرمی امضاء خدا است. اگر گلی از خاک میروید «او» امضاء کرده که منم که خاک نبوده این منم «خدا».

هر دو عالم یک فروغ روی اوست                 گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

اگر این چشم و ابرو و جمال در مقابل آینه می ایستد و خود را تماشا میکند این امضاء خدا است فرم یعنی صورت و ترکیب منظمی که انسان نگاه میکند. توازون، تقارن و هارمونی وتناسب دارد. این امضای خداوند است اگر مردم حساسیتشان را نشبت به صورت زیبایی و نظم از دست بدهند به تدریج اخلاقشان بد میشود، هنر و ادبیاتشان پایین می آید، روابط اجتماعی، خانوادگی و زناشویی شان بد و آشفته و همچنین تربیت و پرورش فرزندانشان دچار اختلال میشود. چون در مسائل فرهنگی نیز داستان دیگ جوش و قورباغه مصداق دارد. «اگرقورباغه زنده ای را در یک دیگ آب جوش بیاندازیم به بیرون میپرد و خود را نجات میدهد ولی اگر قورباغه را در یک آب معمولی قرار دهیم شروع به شنا کردن میکند و حال اگر این دیگ را به مرور حرارت دهیم تا به نقطه جوش قبلی برسد باعث مرگ قورباغه میشود و او نمیتواند خود را نجات دهد، چون به تدریج حرارت آب بالا رفته و وا آن احساس که باید خود را نجات دهد در وضیعت دوم نداشته و باعث مرگ شده است.»

ما باید با روشهای گوناگون حساسیت جامعه را به تدر یج نسبت به صورت «زیبایی» و نظم بالا ببریم. حساسیت به همه صورتها از صورتهای معماری گرفته تا صورتهای رفتاری تا صورت حرکت یک ماشین که بصورت کج و ماوج می آید و  از وسط ماشینها عبور میکند و در نظم حاکم اختلال ایجاد میکند تا صورت و شکل کسی که مثلاً در خیابان آب دهان میاندازدباید به جامعه و افراد آموزش داد که این کار خوب نیست. بعضی وقتها آدمها همه چیز را نمیبینند باید به آنها یادآوری و گوشزد شود. مثلاً مطبوعات و رسانه ها میتوانند حتی راه رفتن افراد را هم نشان دهند و به آنان بگویند که ببین چطور راه  میروی و  یا اینکه کجا داری میروی اینگونه راه میروی! راه رفتن انسان از عزم و اراده انسان سرچشمه میگیرد، بسیاری از انسانها را اگر به راه رفتنشان نگاه کنیم میفهمیم که کجا میخواهند بروند و چه میخواهند بکنند، کار خوبی میخواهند انجام بدهند یا کار بدی؟! آدمی که میخواهد کار خوبی بکند راه رفتنش فرق میکند، صورت شکل خیلی  مهم است. قرآن را شما نگاه کنید درست است که پند و اندرز و حکمت و عبرت و مؤعظه و هزار چیز در آن هست ولی چقدر صورت آن هم زیباست، چرا باید به این فرم در بیاید؟ چرا باید این تناسب باید حاصل شود؟ «و الم ترکیف فعل ربک با اصحاب الفیل الم نجعل کید هم فی تضلیل» ببینید این «جعل کید» در «تضلیل» چقدر تناسب قشنگی دارد تا این که میگوید آیا ما نابودشان نکردیم؟ قرآن از همه تناسب ها و زیباییهایی که انسان میتواند تصور کند برخوردار است. قرآن الگوی معماری است، الگوی موسیقی است، الگوی نقاشی است و الگوی روابط اجتماعی است، الگوی تمام زیباییهاست.

خوب است که در تمام کارها از تناسب و زیبایی بیشتر استفاده کنیم. حساسیت مردم را به صورتهای ناموزون و ترکیبات نامتناسب افزایش دهیم. چرا باید در جامعه ما موسیقی رایج شود که ما به فرزندانمان هشدار دهیم که موسیقی خوب نیست؟ نمیگوییم موسیقی حرام است وقتی موسیقی را تقسیم بندی میکنیم از لحاظ زشتی و زیبایی است. موسیقی زیباست که بتواند پیوندی باشد بین روح انسانی که بر این خاک هبوط کرده است با روح خالق مطلق وچنین موسیقی است که با ترنمی خاص به انسان بر روی فرش، آرامش عرش میبخشد. ما اگر آرمان زیبایی را در جامعه تقویت نمائیم و همه سازمانها ونهادها مشارکت نمایند در این مسئله وضعمان بهتر میشود.

اگر نظری به سطح شهر بیاندازیم گاهی میبینیم در کنار ساختمانهای قدیمی و زیبا کسی ساختمانی بتونی و ناموزون ساخته است. محیط شهری و محیط اجتماعی عرصه و میدانی است که هر کسی نمیتواند هر کاری که دوست داشت انجام دهد. مشاهده میکنیم که یک معمار بی هنری آمده در کنار آن ساختمان قدیمی و موزون که با روح وجان انسان سازگار است این ساختمان نامتناسب را ساخته، پند نگرفته از آن ساختمانهای زیبا که وقتی انسان نگاه میکند روحش تازه میشود.

نکته قابل توجه اینکه اگر به مرور این تذکرات داده نشود فرزندانمان در گذشت زمان حساسیت خود را نسبت به زشتی و زیبایی از دست میدهند. اگر ما فرهنگ تناسب،زیبایی و نظم را به او ارائه ندهیم دیگر به این عدم تناسب ها وبی نظمی هایی که در جامعه مشاهده میکند حساس نمیشود،اصلاً درک نمیکند که حساس شود بلکه بی تفاوت از کنار آن میگذرد.ما باید کودکان، نوجوانان وجوانان بطور کلی مردم را به محیط اطراف و حتی نسبت به ظاهرشان حساس کنیم. کفشهایش را نگاه کن ببین چطور پاهایش را به زمین میکشد. روی میز مطالعه یا کارش را نگاه کن ببین چه تعداد کتاب وپرونده که با آشفتگی خاص روی هم تلمبار شده چشم هر بیننده ای را می آزارد.

ظاهرش را نگاه کن ما باید مردم را نسبت به ظاهرشان، نسبت به راه رفتنشان، نسبت به معماری و بنایی که دارنداز کنارش رد میشوند و نسبت به حرف زدنشان حساس نمائیم.

هر کس حق ندارد در محیط اجتماعی آن طور که دلش خواست با هر لحنی با هر کلمات وفرهنگی که دوست داشت، حرف بزند. حرف زدن در محیط اجتماعی و محیط اداری دارای قواعد و اصولی است که مردم ما باید بیاموزند.

مثلاً کسی که باید بیاید و اعتراض کند چرا این ساختمان را به این شکل میسازند، چرا این میدان با خیابانهای اطراف تناسب ندارد، هر کس حق ندارد هر چیزی را اختراع کند و به نظر خودش خوب است بیاورد و جلوی چشم جامعه و مردم بگذارد. تو در حیاط واتاق خودت حق داری این کار را انجام دهی، هر طوری دلت خواست نقاشی بکش و بگذار آنجا و نگاه کن ولی اگر چیزی بیرون بود متعلق به جامعه و همه مردم است. باید سازمانی، حاکمیتی ویا یک مجموع مردمی نفوذ داشته باشد وبگوید من نماینده مردم هستم و تو حق نداری این زشتی را خلق کنی، این چیست که میخواهی اینجا درست کنی؟ این حساسیتها را باید تقئیت کرد. اگر تقویت شود این فقط یک چیز نیست بلکه همه چیز است اگر این توجه و حساسیت نسبت به زیبایی و تناسب رعایت نشود، آن وقت مسائل اخلاقی، اجتماعی و رشوه خواری در آن هست.اینها همه زشتی و ناموزونی است، انسان نگاه میکند و میبیند چقدر ناموزون است مثلاًچقدر با شأن و منزلت انسان نامتناسب استکه آدم بیاید وکسی را که شأنی ندارد، بدلیل اینکه بخواهد از او استفاده ای بکند تملق و چاپلوسی کند این را باید پیش چشم آورد و نشان دادیکی از خوصوصیات خوب هنر و ادبیات هم همین است که میتواند زشتیها و ناموزونیها را پیش چشم قرار بدهدو زیباییها را هم کنارش قرار دهد تا مردم اینها را ببینند و حساسیتشان زیاد شود. حساسیت که زیاد شد مردم خودشان میایند و مداخله میکنند، میگویندنمیگذاریم اینجا این کار را انجام دهی، افراد نمیتوانند هر کاری که خواستند انجام دهند وزشتی و ناموزونی خلق کنند و با این کار دل و روح انسان را که با هارمونی تناسب دارد آزرده نمایند.

ضروری است حساسیت مردم را نسبت به شکل، صورت، ترکیب، کمپوزیسیون و کیفیت ارتباط اشیاء با همدیگر بالا ببریم، این مسئله یک رسالت اجتماعی که تمامی افراد جامعه خصوصاً افرادی که به اقتضاء شغل خود بیشتربا مردم و انسانها سر وکار دارنددر رابطه با آنها مسئولند. اگر این ارتقاء و توجه انجام شود آن وقت این مسئله روی اخلاق فردی، خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی و اقتصادی اثر میگذارد. مدیر، معلم، کاسب، دانش آموز، راننده و... ممکن است گاهی کارهای زشتی انجام دهند، اینها را باید یکی نگاه کند و نقد نماید. ما باید به طرق ممکن اخبار و صورتهای موزون و ناموزون را به افراد نشان دهیم. ببینید موزونی و نظم چقدر زیباست باعث آرامش روح و روان انسان است و با دل و جان واحساس انسان هماهنگ است. چرا که انسان خود فرم وشکلی است که موزون آفریده شده است. تمام اعضاء وجوارح انسانی از یک نظم و هارمونی خاص برخوردار است. لذا انسانی که از روح خدایی و فطرت اصیل انسانی دور نیفتاده و جدا نشده و قلبش زنگار نگرفته باشد بر اساس فطرت اصیل و خدایی در طلب و جستجوی زیبایی، هارمونی و نظم است،بی نظمی و ناهماهنگی دل و جانش را می آزارد. انسان حق دارد به چیزهای زشتی که میبیند اعتراض نماید، من خوشم نمی آید این را ببینم. مثل اینکه آهنگهای ناموزونی پخش می کنند و واقعاً نمیتوان گوش را بر آنها بست. یک فردی در مجلسی خواست آواز بخواند، یک هنرمندی آنجا بود، گفت شما نخوانید! گفت چرا؟ گفت برای اینکه شما بد میخوانید. گفت یعنی  استعدادش را هم ندارم گفت نه اصلاً استعدادش را هم ندارید و توصیه من به شما این است که نخوانید ولی اگر اصرار دارید برقصید!! گفت «یعنی رقص من خوب است؟» آن هنرمند گفت «نه رقصتان هم خوب نیست، اما بستن چشم آسانتر از بستن گوش است.»

این صورتها و شکلهای ناموزون انسان را از کوک و تحرک میاندازدمردم را باید بسیج کرد، مشارکت همگانی را تشویق نمود. بسیج همگانی و مشارکت اجتماعی برای مبارزه با بد شکلی، بد صورتی، بد راه رفتن، بی نظمی، بد برخورد کردن، بد صحبت کردن، کلمات ناموزون بکار بردن که در برخی روزنامه ها بکار میبرند، حتی رسم الخط و نحوه نوشتن کلمات بسیار مهم وقابل توجه است.شش، هفت کلمه را به هم وصل میکنند، میشود هزار پا! یعنی شما اصلاً فرم کلمه را تشخیص نمیدهید، اشکالی ندارد دو کلمه در کنار هم قرار گیرند به شرطی که فرمش حفظ شود.

خلاصه کلام ما باید حساسیت به انواع صورتها و توجه به هارمونی و نظم راکه در شئونات اجتماعی مداخله میکند ودر تمامی قسمتهای فردی و اجتماعی افراد جامعه جاری و ساری است وحتی در جامعه شناسی مبحثی تحت عنوان «جامعه شناسی نظم» مطرح میشود به کمک سخنرانی وگفتن، به کمک مقالات، تصویر و ادبیات و هر طریق ممکن بالا آورده و ارتقاء بخشیم و این فرهنگ را در جامعه ترویج نماییم که هر فرد یا سازمانی میتواند در راستای این مهم گام بردارد و فرهنگ توجه به نظم، انضباط و توجه به شکل و صورت را در جامعه ارتقاء بخشد.

تدوین : علیرضا ایزدپور

کارشناس ارشد جامعه شناسی و مدیریت رفاه اجتماعی

منبع:مصاحبه دکتر الهی قمشه ای با روزنامه اطلاعات شماره21664

/ 3 نظر / 24 بازدید
غرور مددکاری

سلام ما چند وقتی با سرور مشکل داشتیم و پس از گذشت زمانی، بیشتر مطالبمون را از دست دادیم. ولی به همت دوستان باز هم در خدمت شما هستیم. به ما هم سر بزنین www.aem.blogveb.com

سلام بر شما از شما دوست عزیز که در عرصه مددکاری در حال خدمت و فعالیت میباشین درخواست عضویت و ارسال مطلب و مقاله در جامعه مجازی مددکاری اجتماعی را داریم. لطفا در جهت راهبرد و هدف این رشته همکاری لازم را به عمل بیاورید. با تشکر http://www.madadkaran.ir

ماری

بسیار استفاده کردم سپاس