اختلالهای زبانی و گفتاری(اختلال لکنت زبان )

« تکلم و زبان به قدری جزء طبیعی زندگی  روزمره ما شده اند ، که ما بندرت حاضر می باشیم کار خود را متوقف کرده و لحظه ای در باره آن بیندیشیم . گفتگوهای گروهی با اعضای خانواده ، دوستان ، و آشنایان  تا به آن حد مطبوع و بی زحمت است که برایمان مشکل است  در باره فردی که در این رابطه مسأله ای دارد، تفکر کنیم . اغلب ما در بارۀ توان گفتاری خود در موقعیت های پرتنش و غیر طبیعی دچار  مشکل شده ایم ، مثل زمانی که خواسته ایم برای جمعیتی بزرگ سخنرانی کنیم و یا هنگامی که برای به دست آوردن شغلی مجبور بوده ایم  در مصاحبه ای شرکت کنیم . اگر ما همیشه دربارۀ طرز تکلم خود دچار هراس باشیم در آن صورت همۀ ارتباطات اجتماعی برایمان  پر دلهره خواهد بود .

نکته امیدوار کننده این است که همه انواع اختلالهای تکلمی به اندازه لکنت زبان در روابط اجتماعی مشکل ایجاد نمی کنند و علاوه بر این لکنت زبان شایعترین اختلال گفتاری نمی باشد . مشکلی که جوناز(jonas)   در ابتدای مقدمه  تشریح کرده است و هر 100 نفر فقط یک نفر را شامل می شود ، و آن هم معمولاً در دوره  کودکی است که کودک چنین مسأصل می شود . با وجود این لکنت زبان همچنان به صورت معمایی باقی مانده است . و علی رغم  این که سالهاست که توجه متخصصان به این امر معطوف گردیده ، اما علل و درمان آن هنوز ناشناخته مانده است  . از یک جهت باید گفت که در شروع فصلی که قرار است دربارۀ اختلالهای گفتاری  صحبت شود ، سخن گفتن  از لکنت زبان شاید مثال خوبی نباشد . لکنت زبان مهمترین نقص در بین این اختلالها نمی باشد ، اما با وجود این نقیصه چند مشخصه دارد که آن را از سایر اختلالها متمایز می سازد : اولاً ارائه تعریف دقیقی از آن مشکل است ، ثانیاً علل آن بدرستی شناخته نیست و بالاخره راههایی برای غلبه بر آن وجود دارد که می توان با اعتماد آنها  را به کاربرد (سورلی surlee،1984). اما از یک نظر لکنت زبان می تواند بهترین مثال باشد . و آن این است که همین که صحبت از اختلالهای گفتاری می شود ، ذهن اکثر مردم به سرعت به سمت لکنت زبان معطوف می شود (آونز  owens، 1986) . این اختلالی است که ما همه دربارۀ آن چیزهایی شنیده ایم و اگر در مواقعی آن را تجربه نکرده باشیم ، حداقل با  آن آشنا شده ایم . نتایج اجتماعی آن آشکار است ، به نظر می رسد  که مشکلی است ساده و راه حل منطقی آشکاری برای آن وجود دارد .  راه حلهایی نظیر : « عجله نکن » ، « آرام باش » ، « ناراحت مباش» ، « در باره آنچه می خواهی فکر کن»  و نظایر آن . اما این روشهای عوام پسندانه نمی توانند کاری از پیش ببرند .

 

نکته مهمی که در مورد لکنت زبان باید به آن توجه داشته باشیم این است که :  اولاً ،  اختلالهای گفتاری و زبانی معلول سختگیریهای اجتماعی هستند . ثانیا ،  گفتار و زبان جزء پیچیده ترین اعمال انسانی می باشد .        ثالثاً ، اختلالهای به وجود آمده در این اعمال همیشه با راههای من درآوردی و عوامانه قابل حل نیست . » (جوادیان،1375-ص 324)

 

اختلالات  تکلم (اختلال لکنت زبان)

 

زبان شفاهی جزء اساسی انتقال اندیشه ها ، تعاملات اجتماعی و درک  تحصیلی است .  ارتباط مؤثر یک کودک یا نوجوان مستلزم تسلط در زبان و نیز مهارتهای تکلم است .

متن تجدید نظر شده چاپ چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلال روانی (DSM-IV-TR )،4 اختلال ارتباط ( بیانی و اختلال مختلط ارتباط بیانی- دریافتی ) جزو اختلالات زبان  هستند و دو اختلال دیگر (اختلال نظام صوتی و لکنت  زبان ) جزو اختلالات تکلم محسوب می شوند . کودک مبتلا به اختلال زبان  ذخیره واژگان محدودی دارد، با جملات ساده کوتاه صحبت می کند و داستانها را به شکلی آشفته و به شیوه ای ناقص بازگو  می کند . کودک مبتلا  به اختلال تکلم ممکن است بکوشد  از واژه های توصیفی مناسب استفاده کند اما در تلفظ  صحیح اصوات کلامی مشکل  دارد و ممکن است  اصواتی را حذف  و یا به شکلی غیر عادی آنها را  تلفظ کند .  در لکنت زبان عموماً کودک ذخیره واژگان طبیعی دارد اما فصاحت کلام وی  بر اثر مکثها ، تکرار اصوات یا کشیدن اصوات مخدوش می شود .

 

کاربرد  زبان چهار جزء دارد :

نظام  صوتی ، دستور (گرامر) ، معانی  و کاربرد .

 نظام صوتی  به توانایی تولید اصواتی  اطلاق می شود  که در زبان مورد نظر کلمات را تشکیل می دهند  و هم چنین  به مهارت  تمییز  واج های مختلف (اصواتی که در هر زبانی توسط یک حرف یا گروهی از  حروف ایجاد می شوند ) اطلاق می گردد. برای تقلید واژه ها  کودک باید بتواند  اصوات یک کلمه  را تولید  کند . دستور(گرامر)  به سامان دهی  واژه ها  و قواعد فراگیری  واژه ها به ترتیبی  که  در زبان  مورد نظر  معنادار  باشد  اطلاق می گردد.  معانی  یا  علم  معنا شناسی  به ساماندهی  مفاهیم   و یادگیری  واژه ها  گفته  می شود .

کودک برای تولید  جملات از فهرست ذهنی واژه ها استفاده  می کند . کاربرد  (pragmatics ) عبارت است  از :

 (1) مهارت  در کاربرد  واقعی  زبان  و قواعد  کلمه از جمله  مکثها  است  به طوری  که  شنونده بتواند  پاسخ  سؤال را بدهد و

 (2) آشنایی  با  نحوه تغییر  موضوع  صحبت  در مواقعی که  وقفه ای  در مکالمه پیش  می آید .  کودکان  نوپا  تا سن  2 سالگی  تا  200  واژه  را  می آموزند و اکثر کودکان  تا سن  3 سالگی  قواعد  اساسی زبان  را درک می کنند  و می توانند به نحو  مؤثری  مکالمه نمایند .

 

تعاریف مربوط به لکنت زبان

« لکنت زبان اختلالی است در سیالی عادی و الگوی زبانی گفتار که به طور موقت یا دائمی و به طور         غیر ارادی با تکرار و تردید در ادا و تلفظ کلمات و سیلابها بوجود می آید  بدون اینکه اختلال عضوی یا فلجی در کار باشد .  در لکنت زبان جریان فکر طبیعی است و نوشتن اصلاً اختلالی ندارد فقط به علت انقباض غیر عادی عضلانی در دستگاههای محیطی گفتار کلمه درست بیان نمی شود . در ابتدا گوینده سعی می کند در سرعت گفتار تغییر دهد واز گفتار درملاء عام و تلفن زدن و یا به تلفن جواب دادن خود داری کند . ولی اکثراً پس از یک یا چند دوره و ناسیالی در گفتار لکنت زبان بصورت مشکل مزمن درمی آید . لکنت زبان گاهی برای اولین بار در سنین نوجوانی و بلوغ رخ می دهد ولی ممکن است که از دوران کودکی ادامه یابد .» (میلانی فر،1384-ص277)

«  یکی از اختلالهای گویائی رایج بین کودکان ، لکنت زبان است . لکنت زبان ممکن است بر اثر ضایعات دستگاه تکلم و یا فشارهای روانی بوجود آید . لکنت زبان به صورت مکثهای طولانی و یا تکرار کلمات ظاهر می گردد و موجب نگرانی و تشویش فرد می شود . تلفظ برخی حروف و کلمات از جمله حروفی که با بستن لبها تلفظ می شوند مثل « ب ، پ ، م » و حروفی که با حرکت زبان ادا می گردند مثل « ت ، ث ، س ، ط » برای آنان مشکل تر است .

 

عوامل عضوی و کنشی و عدم غلبۀ طرفی مغز ، نیز باعث لکنت زبان می شوند . ضایعات موجود در بخش گویائی مغز و یا دستگاه تکلم ، ممکن است فرد را از سخن گفتن معمولی باز دارد .لکنت زبان گاهی اکتسابی است و عاملی غیر فیزیولوژیک دارد و بر اثر عواملی نظیر ناراحتیها ، ترسها ، تقلید از اطرافیان ، و ممانعت از ابراز  عقیده بوجود می آید . عده ای عدم غلبۀ طرفی مغز را در پیدایش لکنت زبان مؤثر دانسته اند . مغز انسان از دو نیکره متشکل است  که اعضای سممت راست بدن ، فرامین  را از نیمکره چپ مغز  و اعضای  سمت چپ بدن ، فرامین را از نیمکره راست مغز دریافت می دارند و اجرا می کنند . برای آنکه فرامین به درستی دریافت و اجرا شوند ، باید یکی از نیمکره های مغزی فعالتر گردد، در غیر این صورت دو فرمان به طور همزمان به یک عضو می رسد و تعارض بوجود می آید . غلبۀ طرفی مغز در کودکان معمولاً در دو تا پنج  سالگی انجام می پذیرد . مربیان باید اعضای غالب دانش آموزان را تشخیص دهند و هیچگاه دانش آموزان چپ دست را به کار کردن با دست راست و دانش آموزان  راست دست را به کار کردن با دست چپ مجبور نکنند . زیرا چنین فشاری می تواند به لکنت زبان بیانجامد .

 

کودکان الکن ، به علت گوشه گیری و احساس حقارت ، از بروز و پرورش بسیاری از توانائیهای خود غافل می مانند . آنان برای بیان مقصود ، همچنین از حرکات مختلف بدنی استفاده می کنند و در مواجهه با افراد برجسته و سر شناس ، دچار هیجان بیشتری می شوند و بر شدت لکنت زبان آنان آفزوده می گردد. برای کمک به آنان ، باید تاریخچۀ آغاز تکلم ، نحوۀ سخن گفتن اطرافیان ، چگونگی و زمان آغاز اختلال ، و خصوصیات شخصیتی آنان مورد مطالعه دقیق قرار گیرد .» (شفیع آیادی،1379- ص138)

 

مشخصه  لکنت زبان  آشفتگی  غیر ارادی در جریان کلام  است . حوادث  مختلفی  در زمینه  حرکات  تکلم  ممکن است  سبب اختلال  در فصاحت  کلام شوند . لکنت  زبان  شامل  یک  یا چند مورد  زیر  است :  تکرار اصوات ، طولانی کردن ،  وارد کردن  اصولت اضافی  ،  مکث  در بین  کلمات ،  جایگزینی  مشهود کلمات  برای اجتناب  از وقفه و وقفۀ  خاموش  یا قابل  شنیدن .  لکنت  زبان  شدید  اصولاً  حاوی  خصوصیات  ثانویه ای  است  که  ممکن  است  شامل  اختلال  در تنفس ، لب ورچیدن  ، وکلیک زبان باشد . رفتارهای اضافی  نظیر  شکلک ، حرکات  ناگهانی  سر یا حرکات  غیر طبیعی  بدن  در حین  تکلم  منقطع غیر شایع نیستند . این اختلال  معمولاً  در دوران  کودکی  شروع  می شود .

در مورد این که آیا  لکنت  زبان را باید  اختلال  مستقلی در نظر  گرفت  یا  جزئی  از یک  اختلال  وسیع تر تکلم و زبان  ، بین  متخصصین  تکلم  و زبان  اختلاف  نظر  وجود دارد . برخی  این  سؤال را مطرح  می کنند  که آیا  لکنت زبان  اصولاً یک اختلال  روانپزشکی  محسوب  می شود  یا خیر؟  بسیاری  از کودکان  دچار  لکنت  زبان   ناراحتی  روانشناختی  قابل  ملاحظه ای  را تحمل  می کنند  و لکنت  زبان  زندگی  روزمره  بسیاری  از کودکان  مبتلا  را مختل  می کند .

 

«  شایعترین مشکل مربوط به روانی کلام لکنت زبان است . همانطور که می دانیم  ، لکنت زبان به صورت یکی از پیچیده ترین معما ها در آسیب شناسی گفتاری باقی مانده است (اندرز و دیگران ،1983) . در بین آسیب شناسان گفتاری و زبانی حتی درباره تعریف این اختلال توافقی وجود ندارد . « فرد لکنتی»  تنها کسی نیست که دچار لکنت است (( زیرا که ما همه در برخی موارد به چنین حالتی دچار می شویم ) ، بلکه او فردی است که دیگران و یا خودش او را چنین تصور می کنند . ( پرکینز، 1983)» ( جوادیان،1375، ص344)

/ 3 نظر / 242 بازدید
یلدا

‫درود به شما ‫وبلاگ مفیدتون را با افتخار لنیک کردم

hashemi

tashakor...zende bashi

یلدا

[گل]زیباست به من هم سزبزن علیرضاجان